محمد حميد الله ( مترجم : سيد محمد حسينى )

531

مجموعة الوثائق السياسية للعهد النبوي و الخلافة الراشدة ( نامه ها و پيمانهاى سياسى حضرت محمد ( ص ) و اسناد صدر اسلام ) ( فارسي )

فرستادند و خواستار صلح گشتند . مسلمانان با ايشان صلح كردند و زنهار نامه‌اى به آنان دادند كه بر پايهء آن ، جانها ، داراييها و كنيسه‌هايشان به پناه مسلمانان درآمد . مردم حمص پذيرفتند كه يك روز و يك شب پيروان اسلام را ميهمان خود سازند و پرستشگاههاى خود را بازسازى نكنند . صلح ايشان همهء سرزمين حمص را در بر مىگرفت و آنان بايد يكصد و هفتاد هزار دينار مىپرداختند . مسلمانان نيز آن را از ايشان پذيرفتند . متن صلحنامه در دست نيست . ( 1 ) 353 / 14 نامهء ابو عبيده به عمر ، با گزارش فتح حمص الأزدى ( دو نسخهء خطّى پاريس ) ورق 41 / الف - ب ( 47 / الف - ب ) . به نام خداوند بخشايندهء بخشايشگر به بندهء خدا عمر امير مؤمنان ، از ابو عبيدة بن جرّاح ؛ درود بر تو . من همراه تو آفريدگارى را مىستايم كه جز او خدايى نيست . اما بعد ، سپاس خداى را كه برترين شهر شام را - چه از نظر مردم و چه از نظر دژها - به ما داد . اين شهر داراى بيشترين جمعيت و بيشترين خراج است ؛ و تسخير آن ، بزرگترين شكست و خوارى براى مشركان و آسانترين پيروزى براى مسلمانان بود . اى امير مؤمنان - كه خداوند تو را بهروزى دهاد - من به تو گزارش مىكنم كه ما ، در حالى به ديار حمص آمديم كه مردم آن همراه با نوميدى بسيار ، در شتاب بودند . هنگامى كه به درون آن گام نهاديم ، خداوند در دلهايشان هراس افكند و نيرنگشان را سست و آنان را ناتوان گردانيد . تا آنكه درخواست صلح كردند و به پرداخت گزيت گردن نهادند . ما درخواست آنان را پذيرفتيم و از ايشان دست بازداشتيم و آنان دژها را به روى ما گشودند و از ما زنهار نامه خواستند . ما سواران را به سويى كه پادشاه اينان و سپاهيانشان در آنجا بودند ، گسيل كرده‌ايم . از خداوند پادشاه پادشاهان و ياور رزم‌آوران مىخواهيم كه با يارى خويش ، مسلمانان را نيرو بخشد و مشرك لغزشكار را با گناه خويش واگذارد . درود بر تو .